وبلاگ کتابخانه عمومی علی بن ابیطالب ع

برای تماشای فیلم رمزینه (QR Code) اینجا کلیک کنید.

****

"کتابخانه، آکادمیِ جاودانِ بخششِ دانایی “

در حریمِ به‌ظاهر خاموشِ کتابخانه علی بن ابیطالب (ع) جوی‌آباد، قفسه‌ها نه‌تنها حافظِ کتاب‌ها که پاسدارِ عهدی نانوشته‌اند: عهدِ آموزشِ بی‌چشمداشت. اینجا، معلمانْ ستون‌های خاموشِ این بنای فرهنگی‌اند؛ زنان و مردانی که گنجینه‌های ذهنشان را بی‌هیچ منت، همچون بارانی به خاکِ تشنهٔ جویندگان می‌پاشند. آنها نیازی به ‌عنوان «استاد» ندارند، چرا که نامِ حقیقی‌شان «باغبانانِ رؤیا» ست. هر هفته، در کلاس‌هایی که مرزِ سن و جنسیت را درمی‌نوردد، می‌نشینند تا نه درسِ جغرافیا یا ریاضی که «زبانِ امید» را آموزش دهند. برایشان فرقی نمی‌کند مخاطب کودکی باشد که تازه الفبا می‌آموزد یا پیرزنی که می‌خواهد نخستین نامهٔ زندگی‌اش را بنویسد؛ همه در نگاهِ آنها شاگردانی‌اند که فردا، جهان را با دستانِ آگاه‌تر خواهند چرخاند.

این معلمان، وارثانِ حقیقیِ مکتبِ «علی بن ابیطالب» اند؛ همان‌که علم را گنجی می‌دانست که با بخشش، افزون می‌شود. آنها با صبری که از درختانِ کهن‌سال آموخته‌اند، به هر پرسشی گوش می‌سپارند. گاه دستِ لرزانِ کودکی را می‌گیرند تا نقطه‌ها را درست بنویسد، گاه برای نوجوانی سرگردان، از میانِ خطوطِ کتاب‌ها، مسیرِ زندگی را ترسیم می‌کنند. درسِ اصلیِ آنها «انتخاب» است: چگونه در پیچِ خمِ روزمرگی، راهِ درست را برگزینیم؟ چگونه واژه‌ها را نه سلاح که پلِ ارتباط بسازیم؟ پاسخ‌هایشان نه در کتاب‌ها که در نگاهِ مهربانشان نهفته است؛ نگاهی که می‌گوید: "دانایی، تنها زمانی ارزش دارد که چون نان، میانِ گرسنگان تقسیم شود".

و در میان این باغبانانِ دانایی، زنی هست که مهربانی را در نفس‌هایش جاری کرده است. مادری که کودک خردسالش را به آغوش می‌کشد و در دست دیگرش، چراغِ راهی برای مادران دیگر می‌گیرد. هر هفته، همچون فصلِ رویشی که تکرار نمی‌شود، به کتابخانه می‌آید تا به مادران بیاموزد چگونه کتاب را نه با چشم که با جان بخوانند. در حلقهٔ گرمِ آموزش‌های او، مادران می‌آموزند هر صفحه، آینه‌ای است برای دیدنِ جهانِ کودکانشان؛ هر خط، ریسمانی است برای پیوندِ قلب‌ها. حضورش، یادآورِ این حکمتِ کهن است: «مادرِ آگاه، نهالِ امید را در خاکِ نسل‌ها می‌کارد» و این‌گونه، کتابخانه، با وجود او، تبدیل به مدرسه‌ای می‌شود که عشق و آموزش، در هر گوشه‌اش، از مادری به مادری دیگر، همچون میراثی مقدس، گذر می‌کند.

اعضای کتابخانه نیز، این بخششِ بی‌آلایش را چون موهبتی آسمانی گرامی می‌دارند. می‌دانند در روزگاری که زمان، سکهٔ نایابِ زندگی‌ست، این معلمانْ گنجینه‌های عمرشان را بی‌دریغ به‌پای آموزش می‌ریزند. مادری که کودکش اکنون می‌تواند نامِ «مهربانی» را روی کاغذ بنویسد، زنی که پس از سال‌ها، ترسِ تنهایی‌اش را در قالبِ داستانی شکست داده، همگی می‌دانند این تحولات، زادهٔ همان نیمکت‌های سادهٔ کتابخانه است. آنها آموخته‌اند قدردانی، تنها در سپاس‌گویی نیست، در ادامهٔ این چرخهٔ بخشش است؛ جوانانی که دیروز شاگرد بودند، امروز دستِ کوچک‌ترها را می‌گیرند تا خطِ زندگی را پررنگ‌تر ترسیم کنند.

و این‌گونه، کتابخانه علی بن ابیطالب (ع) جوی‌آباد، به خورشیدی تبدیل می‌شود که پرتوهایش محله را روشن می‌کند. کلاس‌های آن، تنها انتقالِ معلومات نیستند، جشنوارهٔ انسانیت‌اند. وقتی نوجوانی یاد می‌گیرد حقیقت را بی‌پروا بنویسد، یا سالمندی خاطراتش را به شعر تبدیل می‌کند، گویی سنگِ بنای جامعه‌ای گذاشته می‌شود که در آن، کرامتِ انسانی بر تختِ دانایی تکیه زده است. معلمانِ این راه، وامدارِ آینده‌اند؛ آینده‌ای که می‌دانند شاگردانشان روزی خواهند آمد تا دیوارهای جهل را با قلم‌های روشنگرانه فروبریزند.

آری، در این کتابخانه، معلمانْ نگهبانانِ اصیلِ فرهنگ‌اند. آنها با هر درس، نهالی می‌کارند که ریشه‌هایش به عمقِ تاریخ می‌رسد و میوه‌هایش به دستِ نسل‌های آینده می‌رسد. امروز، محلهٔ جوی‌آباد می‌داند شکوفایی‌اش را مدیونِ همان مردان و زنانی است که در سکوت، الفبای زندگی را آموزش می‌دهند و فردا، وقتی تاریخ از این روزها سخن گوید، نامِ کتابخانه و معلمانش با حروفی از نور نوشته خواهد شد:

"اینجا، جهل در برابرِ بخششِ دانایی، سر تعظیم فرود آورد".

****

اگر دوست دارید تقویم سال 1404 هجری شمسی با طراحی کتابخانه علی بن ابیطالب (ع) جوی آباد را داشته باشید

اینجا یا اینجا کلیک کنید.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۳ توسط کتابدار