وبلاگ کتابخانه عمومی علی بن ابیطالب ع

برای تماشای فیلم رمزینه (QR Code) اینجا کلیک کنید.

*****

"کتابخانه، آینهٔ رویشِ واژه‌های خاموش"

در سکوتِ شکوهمندِ قفسه‌های کتابخانهٔ علی بن ابیطالب (ع) جوی‌آباد، نه‌تنها کتاب‌ها که رؤیاهای نانوشته به انتظار می‌نشینند. اینجا، مکانی است که نفس‌های آموزش در هر گوشه جاری‌ست؛ جایی که قلم‌ها به پرواز درمی‌آیند تا افکار، از حصارِ سکوت به آسمانِ بیان برسند. هر ماه، با آمدن استادی فرهیخته که موهایش سپیدِ تجربه و چهره‌اش نقشهٔ مهربانی است، کتابخانه به خانه‌ای تبدیل می‌شود برای واژه‌های نوزاد. او پای داستان‌های کوچک و بزرگ می‌نشیند، نه به چشمِ منتقد که چون باغبانی صبور که جوانه‌ها را به آفتابِ امید نشان می‌دهد. جملاتش، همچون بارانی نرم، نه دانه‌های ناامیدی که بذرهای اشتیاق در خاکِ ذهن‌ها می‌کارد.

در میان این جمع، "فروغی" بود که سکوتش پرده‌ای بود بر آتشِ درون. دختری که گویی از هیاهوی جهان گریخته و پناه به گوشهٔ دنجِ کتابخانه برده بود. هر ماه، پس از کلاس‌های دانشگاه، با شتابی که تنها عاشقان به کتابخانه می‌شناسند، خود را به حلقهٔ نویسندگان می‌رساند. در سکوتی مرموز می‌نشست، چشمانش در پرتوِ کلماتِ دیگران می‌درخشید و گوش‌هایش قصه‌ها را می‌بلعید. تا آنکه روزی، قلمش جرئت یافت بر کاغذ قدم بگذارد. نخستین جملاتش لرزان بودند، چون پرنده‌ای که برای نخستین‌بار بال می‌گشاید، اما هر نوشته، بال‌هایی قوی‌تر می‌یافت. واژه‌هایش آهسته‌آهسته از لاکِ خجالت بیرون خزیدند و روی کاغذ، رقصی از نور و احساس آفریدند.

و آنگاه، روزی رسید که داستان «فرنگ سرد است» همچون شهاب در آسمان کتابخانه درخشید. نوشته‌ای که گویی از ژرفای قلبِ تنهایی‌ها و گرمای آرزوهای فروخورده زاده شده بود. وقتی داستان فروغ در کتابخانه خوانده شد، زمان در کتابخانه ایستاد. سکوتی حاکم شد که در آن، تنها زمزمهٔ برخورد قطرات اشک بر کاغذ شنیده می‌شد. این داستان آغازِ پروازِ فروغ بود؛ پروازی که از گوشهٔ گمنامِ کتابخانه تا قلب‌های جامعه ادامه یافت. او ثابت کرد گاهی ساکت‌ترین صداها، رساترین پیام‌ها را در خود دارند.

کتابخانه علی بن ابیطالب (ع) جوی‌آباد، در این میان، بیش از یک مکان بود؛ گهواره‌ای برای تولدِ دوبارهٔ انسان‌ها. کلاس‌های نویسندگی، جلساتِ ماهانه با آن استادِ فرهیخته، و قفسه‌های پر از کتاب، همگی حلقه‌های زنجیری بودند که فروغ و امثال او را به آینده پیوند می‌زدند. اینجا، آموزش موقتی نبود، بلکه نفس‌کشیدنی همیشگی بود. هر کودک، هر نوجوان، هر مادربزرگ، می‌دانستند کتابخانه خانه‌ای است که در آن، هیچ استعدادی در تاریکی نمی‌میرد.

و اکنون، داستان فروغ، به نمادی برای کتابخانه تبدیل شده است. دختری که روزی در سکوت گم شده بود، امروز با واژه‌هایش درختانی کاشته که سایه‌شان بر سرِ جامعه می‌افتد. کتابخانهٔ علی بن ابیطالب (ع)، با این رویش‌های خاموش، ثابت کرده است که فرهنگ، زنده‌ترین سلاح در برابر جهل و ایستایی است. هر نوشتهٔ تازه اعضای جلسات نویسندگی کتابخانه، نهالی است که ریشه‌هایش به عمقِ تاریخ محله می‌رسد و شاخه‌هایش به‌سوی فرداهایی پر از نور پیش می‌رود.

آری، این کتابخانه نگهبانِ وعده‌های نانوشته است. جایی که قلم‌ها، سپرهای مبارزه با فراموشی‌اند و هر جمله، پلی است به‌سوی جامعه‌ای که می‌داند روشنایی را باید از دلِ همین واژه‌های به‌ظاهر کوچک ساخت. فروغ و هزاران فروغِ دیگر، گواهان زندهٔ این حقیقت‌اند:

"کتابخانه، تنها جایگاهِ کتاب‌ها نیست؛ گورستانی است برای ترس‌ها و زایشگاهی برای ابدیتِ رؤیاها".

*****

اگر دوست دارید تقویم سال 1404 هجری شمسی با طراحی کتابخانه علی بن ابیطالب (ع) جوی آباد را داشته باشید

اینجا یا اینجا کلیک کنید.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۳ توسط کتابدار